وقتی بامداد یکشنبه به بازی برزیل مقابل مراکش نگاه میکردیم، سرنوشت طلاییپوشان انگار به مچ پای وینیسیوس جونیور گره خورده بود.
فرانچسکو مائوری، یکی از مربیان کادر فنی برزیل در این باره گفته بود: «وینی در نحوه استفاده از مچ پایش یک پدیده است. او برای زدن شوتهای قدرتمند، نیازی ندارد پایش را خیلی عقب بکشد و به اصطلاح دورخیز کند. بعد از کنترل توپ و جلو بردن آن، زمان را در دورخیز برای شوت تلف نکرده بلکه از مچ پای خود استفاده میکند و توپ را به همان جایی که میخواهد به سمت دروازه میفرستد».
در ورزشگاه متلایف نیوجرسی، برزیل واقعاً نیاز داشت که وینیسیوس خودی نشان دهد. شکل گلهای وینی که مائوری دربارهشان صحبت کرده بود، نه برای کشورش بلکه همگی و بدون استثنا برای رئال مادرید زده شده بودند. آن شوتهای کاتدار و بینقص، که اوج آنها را در فینال اروپا مقابل لیورپول در ۲۰۲۲ و بروسیا دورتموند در ۲۰۲۴ دیده بودیم. برزیلیها با خود فکر میکردند پس چه زمانی نوبت به سلسائو میرسد که از این هنر وینی استفاده کند؟
برای برزیل هم مثل رئال بدرخش
در شرایطی که برزیل یک بر صفر عقب بود و در نیم ساعت اول بازی کاملاً تحت تأثیر مراکش قرار داشت، همه به شکل ناامیدانهای به وینی چشم دوخته بودند. در ۴۹ بازی برای برزیل، آمار گلزنی او همخوانی چندانی با زمانی که به نظر رئالیها به شکل ناجوانمردانهای نتوانست توپ طلا را کسب کند، شباهتی نداشت. ثبت ۹ گل برای برزیل، آمار بازیکنی نیست که یک تیم را متحول کند و سرنوشت تورنمنتها را به اراده خود تغییر دهد.
در آستانه بازی اول برزیل در جام جهانی مقابل مراکش، خبرنگاری سؤال خود را اینگونه شروع کرد: «تو زمانی بهترین بازیکن جهان بودی...» مسلماً وینی وقتی آن را شنید به این فکر کرد که آیا میتواند دوباره به آن دوران بازگردد؟
او در پاسخ گفت: «تمام چیزی که میخواهم این است که از این فرصت نهایت استفاده را ببرم و به همه ثابت کنم که میتوانیم قهرمان شویم». اما برزیل در نیوجرسی به هر چیزی شبیه بود جز یک قهرمان.
مراکشیها به قول اشرف حکیمی، شبیه «برزیلیهای آفریقا» بازی کردند. ایوب بوعدی هجده ساله با خونسردی کامل، جلو خط هافبک برزیل جولان میداد و فقط او نبود بلکه کل تیم مراکش روان کار میکرد.
وینیسیوس پس از بازی گفت: «معتقدم بازی را بسیار بد شروع کردیم. گل اول را دریافت کردیم و بعد از آن، راه افتادن در بازی واقعاً سخت است. مطمئناً باید توپ را بیشتر حفظ کنیم و حرکتهای بهتری داشته باشیم. اکنون حرف زیادی برای گفتن نیست؛ ما باید پیشرفت کنیم».
انتصاب کارلو آنچلوتی به عنوان سرمربی برزیل، تا حدی به این دلیل بود که بهترین بازی ممکن را از وینیسیوس بگیرد. وینی تحت هدایت او در مادرید بود که ناگهان پتانسیل واقعی خود را شکوفا کرد.
شاید مثل باجو
ایمان به توانایی برزیل برای قهرمانی در جام جهانی برای نخستین بار از سال ۲۰۰۲، خیلی سریع توسط مراکش متزلزل شد. با اینکه آنچلوتی برای دلگرمی هواداران این تیم گفت: «شما جام جهانی را بر اساس بازی اول خود برنده نمیشوید».
این نخستین جام جهانی کارلتو در ایالات متحده نیست. ۳۲ سال پیش، آنچلوتی به عنوان دستیار مربی ایتالیا به فینال رسید و به برزیل باختند. ایتالیا در آن مسابقات شروع بدی داشت اما یک بازیکن آنها را یکتنه تا فینال جلو برد و آن هم کسی نبود جز روبرتو باجو.
حالا پس از این همه سال، به نظر میرسد آنچلوتی نیاز دارد وینیسیوس مثل باجو نبض این تورنمنت را به دست بگیرد تا برزیل بتواند به مراحل بالا برسد. تیم او، براساس ارزیابی خودش، در نیمه نخست «فاقد تعادل» و کمبهره از «روحیه جنگندگی» بود. فقط وینیسیوس بود که به آنها شانس داد. در حالی که ایگور تیاگو و رافینیا کاری از پیش نمیبردند، وینیسیوس خودش آستینها را بالا زد تا بازی را مساوی کند. او قدم جلو گذاشت. پس از فرار در پشت مدافعان، به داخل زد و ناگهان همان صحنه آشنا در زمان اوجش در رئال تکرار شد؛ همان مچ پا، همان چرخش و گوشه بالای دروازه. یاسین بونو، دروازهبان مراکش، هیچ شانسی نداشت.
در غیاب مداوم نیمار، این وظیفه بر دوش وینیسیوس است تا به آن تصوری که همه ما از برزیل داریم، جانی دوباره ببخشد. آن ابهت و هیمنهای که آنها در گذشته با آن بازی میکردند، هنوز به نظر گمشده میآید.
آیا وینی میتواند به آنها کمک کند تا دوباره آن ابهت را پیدا کنند؟ برزیل اگر میخواهد برای ششمین بار فاتح این رقابتها شود فقط باید توسط وینیسیوس نجات داده شود.





نظر شما